|
.•* *•.بيا زندگي را بدزديم و ميان دو ديدار تقسيم كنيم.•* *•.
|

اينجا كسي ازتو به تو بيگانه تر نيست؟؟؟
سلام به همه ی همپيمانان عزيز
داداش ســـــــيـــــــنــــــا رفــــــــــت...
تو اين مدت كه داداش سينا نيست قراره من وبلاگ بيگانه رو آپ كنم
شايد يه روز اومد و قرار شد باهم بنويسم
ولي تا روزي كه برگرده به روز كردن وبلاگ به عهده ي منه
راستی طراحیه عکسهای وبلاگ با داداش سینا بوده و خواهد بود
حالا بشنوين از من:
همايون هستم و بيست سال سن دارم و از غرب كشور براتون مينويسم
خب شايد بپرسين قراره همایون از چه چيز هایی بنويسه و چگونه بنويسه
خب من نوشته هام يا بهتر بگم خط خطي هاي رو كه ميكنم
هم بوي اميد به زندگي رو داره و هم توشون پره از غم وماتم
"در اين تبعيد گاه زمان بيگانه ايم ، بيگانه از بيگانگان"
به هر حال زمانی که شروع به نوشتن کنم بیشتر با قلم من آشنا ميشيد
و در آخر اينكه
من از بيگانگان هرگز ننالم/كه هر چه كرد با من آشنا كرد
منتظر نظرات دلگرم كننده شما همپيمانان و دوستان عزيز هستم
در پناه حـــق
((ديگران))

عشق ایستادن زیر باران
و تر شدن با هم نیست
عشق آن است كه يكي برای دیگری چتر شود
و او هرگز نمی فهمد که چرا
خیس نشد...

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد،
در فاصله ی رخوتناک دو هم آغوشی
در مجمع بيگانگان
سیگارم را در قاب پنجره می تکانم
بی هیچ واهمه ای،
زیرا که جهان زیر سیگاری من است.
بر گونه راستم اشک
بر گونه ی چپم خون،
می گریم
می گریم بر هر چه که نارواست
عشق چیزی است که بیشترازهرچیزی داشتنش رادوست می داریم
وبیشترازهرچیزی دادنش را دوست می داریم
وهیچ کس در نمی باید که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود
و پذیرفته نمی شود
آنان که بيشتر از عشق دم مي زنند،کمتر از آن بهره برده اند
براي باور کردن افرادهرگز به حرفها تکيه نکن زيرا فراموش خواهند شد.
هرگز به چشمها بسنده نکن زيرا تغيير خواهند کرد.
تنها اعمال انسانها هستند که قابل استناد و توجه اند
و در آخر....
لحظات زندگي ات را با کسي بگذران که نه الزاما هم درد تو بلکه هم شأن تو باشد
براي شناختن شأن افراد به تنها چيزي که نياز داري زمان است...
پس هرگز از پيوندي جديد و در پي ان جدايي و تنهايي نترس براي يافتن نياز به گشتن است
اما بيم داشته باش از اينکه در تشخيص شأن افراد دچار اشتباه شوي
و زندگيت را با آنها در يک کاسه بريزي...
با معناي خود بيگانه شد
هر كه عاشق شد عاقبت
ديوانه شد...