|
.•* *•.بيا زندگي را بدزديم و ميان دو ديدار تقسيم كنيم.•* *•.
|

"تمام سيبها را كه قطار كني،تازه ميشود فاصله بين التماس من تا چشمان تو..."
بين منو تو فاصله قد يه دنياست...
دنيايي كه رسم بدي داره...
دنيايي كه همه با هم بيگانه هستن!!!
توي اين دنيا ،توي اين روزگار سياه،بايد بشكني وگرنه ميشكننت...
بُكش وگرنه كشته ميشي...اسير كسي نشو وگرنه زندونيت ميكنن...
هيچ چيزو هيچ كسو واسه خودت نخواه چون از خودت ميگيرنت...
چه دنياي بديه...اگه بخندي ميگن ديوونه اي...اگه گريه كني ميگن عاشق شدي...
شما بگيد ...مگه ميشه بي عشق نفس كشيد؟...مگه ميشه سكوت كردو هيچ چيز نگفت؟...
اگه واسه كسي اشك بريزي بهت ميخنده...
توي اين دنيا تنها چيزي كه واسه هديه دادن باقي مونده فقط نفرين و نفرته...!!!
خيلي قبلها شنيده بودم كه ميگفتن:
"عشق آنست كه صد دل به يك يار دهي / نه آنكه يك دل به صد يار دهي"
كدوم دل؟كدوم يار؟همه باهم دشمن...از هم بيزار...همه دنبال يه راه فرارن...همه دنبال
يه بازيچه كه وقت بيكاريشونو باهاش پر كنن!!!
دلم ميخواد فرياد بزنم و بگم :خسته شدم...من از اين روزگار خسته شدم...
من از تاريكي ميترسم...من بدون عشق ميميرم...
ولي حيف مردم روزگار ما هيچ چشم و گوشي واسه ديدن وشنيدن ندارن...
ولي حيف مردم روزگار ما هيچ قلبي ،هيچ عشقي براي هديه دادن ندارن...
قصه ي غصه هاتو براي هركسي كه ميگي بهت ميخنده و
اگه خيلي بخواد بهت لطف كنه فقط يه كلمه ميگه:
صبــــــور باش...
خوش به حال اونايي كه پشت پا به رسم اين دنيا زدن و رها شدن
كاش ميشد منم زودتر ميرفتم

چند كلمه حرف حساب:
سلام به دوستاي گلم
راستش حسابي قاطي كردم...
چرا درست وقتي كه فكر ميكنيم همه چيز طبق ميل ماست يـــهو
همه چي بر عكس ميشه؟؟؟
فكر ميكردم دارم خوشبخت ميشم ولي انگار قرار نيست رنگ خوشبختي رو ببينم.
براي يه مدت از دستم راحتين چون ميخوام تو تنهايه خودم باشم.
راستي بجاي چند كلمه حرف حساب خودتون چند خط برام بنويسين
چون ديگه حرفي كه حسابي باشه ندارم
به اميد ديدار...
چنان دل کندم از دنیـــــا
که شکلم شـکل تنهایست
ببین مرگ مرا در خــود
که مرگ من تماشایـست...

شما را دوست می دارم ، نمی دانم چرا ،
شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من،
حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد.
ولی سخت در این مکتوب فرونشسته ام،
چه کسی مرا دوست می دارد؟؟؟

*•··¤●ღســـیناღ●¤··•*